ميرزا محمد حيدر دوغلات

410

تاريخ رشيدى ( فارسي )

ملازمان پدرم ، رشيد « 1 » كوكلداش نام ، مريد حضرت مولانا بود . روزى به ملازمت عتبه علّيه « 2 » ايشان رفته بوده است . حضرت مولانا در وى اثر حزن مشاهده نمودند و استفسار فرمودند . وى به عرض رسانيده كه فلان كس ، كه مقصودش من بودم ، از حصار آمد به داعيه آنكه خان خواهر خود را داده به تشريف گوركانى 318 مشرف سازد . حاليا امرا همه در عدم اين معنى متابعه دارند . خان مشكل كه از جانب دارى امرا تواند تجاوز نمود ، از اين جهت مغموم و محزونم . حضرت مولانا فرموده‌اند كه پيش من مرئى شده است ( 184 ر ) كه اين عقد را حق سبحانه و تعالى مقدر ساخته است . كوشش امرا هيچ فايده نخواهد كرد ، البته اين امر خواهد شد . اين سخن ايشان را شنيده آمده با من گفت و استبشارت رسانيد . اين در آن ايام بود كه خان به قزاق رفته بود . بعد از آن به چند روز خان آمدند و مرا به مظاهرتى كه حضرت مولانا به آن اشارت فرموده بودند ، بين الاقران ممتاز گردانيد ، در رجب سنه تسع عشر و تسعمايه رتبه گوركانى را به نامم مرتب گردانيد . « 3 » بعضى خصوصيات احوال كه به نسق اين حكايات تعلق دارد در صدر كتاب در تعداد فرزندان سلطان احمد خان تقرير يافته است كه خان را چهار دختر بود . دختر سيومين را سلطان محمود خان بعد از وفات برادر نگاه داشت 319 محب سلطان خانيم نام . بعد از آنكه سلطان محمود خان به اخسى آمد ، به حكم شاهى بيگ خان شربت شهادت چشيد ، اين محب سلطان خانيم پيش قتوق خانيم ماند كه دختر سلطان محمود خان بود و در ويرانى تاشكند به جانى بيگ سلطان داده بودند كه مشروح شده است . بعد از آنكه عمّم مخالفت نمود و جانى بيگ سلطان را از ولايت فرغانه بدر كرد ، اين محب سلطان خانيم از قتوق خانيم كه عم‌زاده‌اش بود از وى جدا شده ، باز خان كه به اندجان آمد به خان ملحق شد . در ميان اين چهار خواهر ، از همه اين خواهر را به زيادتى محبت ممتاز مىدانست . چون به خان ملحق شد ، خان در غايت مهر و شفقت مىبود . چون اين نسبت را به من تفويض فرمود ، جشن‌هاى عجب واقع شد كه بعد از آن

--> ( 1 ) . نگ : سيديم . ( 2 ) . نگ : - عتبه عليه . ( 3 ) . نگ : + فصل سى و ششم .